فراپرسِ زرتشتی شدن و چگونگی آن، دیر زمانی است که در میان ایرانیان سر برافراشته و پاسخ آن را از زرتشتیان خواستار شده اند. زرتشتیان نیز، که شاید برای سدهها با چنین پرسشی روبرو نبوده اند، برخوردهای گونهگونی داشته اند: گروهی از پاسخ دادن سر باز می زنند، برخی از آن پشتیبانی می کنند، برخی دیگر هر چند می پذیرند اما با بدگمانی با آن روبرو می شوند و گروهی، هر چند کوچکتر، از بن، دگر کردن دین و پذیرش باوری دیگر را شدنی نمی دانند و با آن مخالفت می ورزند.
اما گذشته از آنکه زرتشتیان تاکنون چگونه به این پرسش، درخواست و جنبش پاسخ داده اند، ایرانیان زیادی بی چشمداشت از واکنشی از سوی جامعۀ زرتشتی، راه خود را یافته و برگزیده و بازگشت خویش را به آئین نیکی و راستی و شناسه یا هویت ایرانی-زرتشتی خویش بیان می دارند.
در مورد آشکار کردن این گزینش در پیش دیگران، هر چند که (به پشتیبانی گاتاها) کاری سرشتی و نیک است، اما بستگی به خود فرد و آنچه در پیرامونش می گذرد دارد. اما برای روشنتر کردن این مقوله بیائیم و بگونهای دیگر به این روند نگاه کنیم: در اینجا سخن از برداشتن یک برچسب و نام از روی خود و گذاشتن برچسبی دیگر نیست! دگرگون کردن رونما و یکسان ماندن درونمایه، دارای ارزش نیست. در اینجا، سخن از پذیرش یک دستگاه (سیستم) باوری و رفتار از روی ارزشهائی است که بر پایۀ آنها دین ایرانی/زرتشتی/نیکدینی شکل گرفته است.
زرتشتی بودن یعنی باور داشتن به نیکی، راستی و درستی و رفتار کردن بر پایۀ آن. کسی که چنین رفتاری دارد خود بخود یک نیکدین/بهدین/زرتشتی است حتا اگر نام و برچسب ”زرتشتی“ بر خود نداشته باشد.
این البته سرشت و درونمایۀ کار است، اما به هر روی سازههای (عوامل) اجتماعی-انسانی دیگری نیز هستند که بر روی این روند نشان می گذارند. از آن میان می توان نام برد از: آزاداندیش نبودنِ دستگاههای باوری/دینهای دیگری که بیرون رفتن از دستگاه فکری-اجتماعی (و گاه سیاسی) خود را بر نمی تابند و برای کسانی که چنین می کنند خط و نشان کشیده و با پادافرههای گوناگون و ایجاد ترس می خواهند آنان را از این کار بازدارند، چرا که شمار و کمیت برای سیستم آنان توانمندی می آورد، نه درونمایه و کیفیت آن. برخورد با چنین پدیدهای نیاز به خرد و آگاهی و البته شجاعت و پایمردی دارد.
بگذارید ساده بگوئیم، در برابر چنین پرسشی این چند پاسخ وجود دارد:
١- آشکار کردن ؛ بیان کردن ؛ ایستادگی
٢- پنهان نگاه داشتن ؛ بیان آشکار نکردن
٣- دروغگوئی ؛ فریبکاری ؛ ”تقیه“
بی گمان راه سوّم از بن، ناهمسان با بنمایههای ارزشی نیکدینی است، پس به هیچ روی پذیرفته نیست. گزینش میان راه برتر/یکم و راه دوّم را به خرد خویش و شرایط زمان و مکان و گزینش خودتان وا می گذاریم اما باز هم تکرار می کنیم که:
زرتشتی بودن یعنی باور داشتن به نیکی، راستی و درستی و رفتار کردن بر پایۀ آن. کسی که چنین رفتاری دارد خود بخود یک نیکدین/بهدین/زرتشتی است حتا اگر نام و برچسب ”زرتشتی“ بر خود نداشته باشد.