”خلیلی“ کیست؟
در زندگینامۀ ایشان چنین آمده است:
”ناصر د. [*] خلیلی“ در سال ۱۹۴۵ در اسفهان چشم بجهان گشوده و از سال ۱۹۷۰ دست به گردآوری اشیاء نایاب زده و هم اکنون ایشان دارای پنج کلکسیون هستند که هریک از آنها در میان بهترین کلکسیونهای جهان می باشد و رویهم به ۲۰۰۰۰ شیئی گرانبها می رسد.”پروفسور خلیلی“ در لندن زندگی می کنند.
یکی ازکلکسیونهای گرانبهای ایشان کلکسیونی است که آنرا ”هنر اسلامی“ نام نهاده اند که هم اکنون در پاریس به نمایش گذاشته شده است. این نمایشگاه پس از”امارات عرب“ و ”استرالیا“، برای نخستین بار است که در یکی از کشورهای اروپائی به نمایش در می آید.
در دفترچهای که برای آگهی و شناسانیدن این نمایشگاه چاپ شده چه می بینیم؟
- روی جلد: عکس دو درویش از شاهکارهای نقاشی مینیاتور ایرانی در سدۀ پانزدهم ترسائی (میلادی)،
- نخستین رویه: یک بشقاب که دورتادورِ آن نوشته هائی به چشم میخورد از شهر نیشابور، سدۀ ده ترسائی،
- رویۀ ۵: عکس یک برگ از شاهنامه که آبِ تلا در آن بکار رفته و جنگِ رستم و اژدها را نشان میدهد و از شهرِ « تبریز» سالهای ۱۵۲۰- ۱۵۳۰ است،
- در پشتِ جلد: یک قاشق بزرگ فلزی مُشَبَککاری شده از ایران سدۀ نوزده،
- و نیز شیئی به شکل پرنده که در سدۀ هیجده، از برنز ساخته شده و برای سوزانیدنِ عطر بکار میرفته است،
- در بخشهای دیگرِ این راهنما می خوانیم که در این نمایشگاه ۴۷۱ تکه شیئی، از سرامیک گرفته تا بلور، فلز، گوهرهای گوناگون، سنگهای بهادار، اشیاء چوبی، خوشنویسیهایِ زیبا و… چشم بیننده را خیره می کند.
با دیدن، خواندن و شنیدنِ آنچه در این نمایشگاه و دور و بَرِ آن می گذرد پرسشی پیش می آید که دیدگاه از برپائیِ این نمایشگاه چیست؟
ما به چهار کلکسیونِ دیگرِ ایشان که هریک دربرگیرندۀ اشیاء گرانبهائی هستند کاری نداریم. سخنِ ما ، به نام یک ایرانی دربارۀ این نمایشگاه است و آن اینکه بسیاری از اشیائی که در آن به نمایش گذاشته شده از بازماندههای تاریخی، فرهنگی و باستانی ایران می باشند که ایشان آنها را گردآوری کرده اند. هیچکس به ایشان از برای داشتنِ کلکسیون خردهگیری نمی کند. و هیچکس هم از برپائی این نمایشگاه آزرده نیست. آزردگی ما ایرانیان از برای آنست که آنچه را که از ”ایران“ است به نام ”هنرِ اسلامی“ به نمایش گذاشته اند.
در اینجا پرسشی پیش می آید و آن اینکه، اگر بازماندههای کشوری، برای نمونه ”ایتالیا“ را در جایی به نمایش بگذارند، زیر نام ”هنر کاتولیک“ خواهد بود؟
اینها همه و همه دارائی، ثروت، فرهنگ، گذشته و تاریخ و شناسۀ ما ایرانیان می باشند که اگر سرزمینمان صاحب داشت، اگر کسی مانندِ پدری دلسوز و مهربان بالای سرِ آن آب و خاک بود، چنین نمایشگاههائی همیشه و در همه جا به نامِ ”ایران“ برپا می شد. ولی بدبختانه می بینیم که:
— این روزها مام میهن در یکی از دشوارترین دورانهای تاریخی خود بسر می برد،
— این روزها از تاریخ و فرهنگ و هنرِ ایرانی، سخنی گفته نمی شود،
— این روزها از آنچه که نمادِ شناسۀ (هویت) ایرانی است چیزی بگوشِ کسی نمی خورد،
— این روزها از آرامگاهِ اَبرمردِ بنیان گذارِ ”حقوق بشر“، ”کورش بزرگ“ نه تنها نگهداری نمی شود که می خواهند آنرا به زیرِ آب ببرند،
— این روزها واژههای زیبای پارسی که ”فردوسی بزرگ“ ”عجم را بدانها زنده کرد“ در کتابهای درسی دبستانها و دبیرستانها کمتر به چسم می خورد، اینها و سدها و سدها نابسامانیهای دیگر هستند که بر آسمانِ پاکِ ایرانزمین سایه افکنده اند که بازگفتن آنها ”مثنوی هفتاد من“ خواهد شد.
از اینرو برهمۀ ما ایرانیان است که در هر کجای جهان که هستیم و دست به هر کاری که می زنیم، آرمانمان برگردانیدنِ شناسۀ (هویت) ایرانی و سربلندی ایرانزمین باشد.
و … چشمداشتِ ایراندوستان از ”پروفسور خلیلی“ که از امکاناتِ بسیاری برخوردارند، این است، با مهری که بی گفتگو به ایران و نیاخاکشان دارند، برای سربلندی آن سرزمین با همکاری دیگر میهنپرستان، فرهیختگان و باستانشناسانِ ایرانی و دلسوختگانِ آن آب و خاک دست در دست هم نهند و آنچه که از ”ایران“ است را زیرِ نام ”ایران“ به نمایش بگذارند و به جهانیان بشناسانند. که این خود مایۀ سرفرازی ایرانزمین و نامآور شدن خودِ ایشان در میانِ میهندوستان خواهد گشت.
از سوی انجمن پارسی گویان در پاریس
ژاله دفتریان