در دوران پس-ساسانی، در سدۀ پانزده مسیحی که همانا زمانۀ فرمانروایان تیموری همچون شاهرخ یا سلطان حسین بایقرا می بود، شهر هرات به اوج شکوفائی خود رسید و پایتخت یک امپراطوری فارسیزبان بزرگ گشت. امّا پس از آن، این شهر اندک اندک رو به پسرفت کرد و همراه آن، موسیقیاش دچار دگرگونیهای بسیاری گشت تا جائی که در سالهای ۱٩۳٠ سبک کابلی جایگزین آن شد. با این رو، هنوز می توان دستگاهها، مقامها و سازهای هراتی را بازشناخت نوازندگانی یافت که آنها را می دانند و می نوازند.
درشمارۀ چهارم سال دوم جنگ هنر، در بخشی ازمقالۀ ”موسیقی در دیار ما“ نوشتۀ دکتر رهین چنین می خوانیم:
نوای دری که گویا مانند زبان دری منسوب به خراسان بوده است […] باربد نوازندۀ بزرگ و نامدار دربار خسرو پرویز که نام سی لحن او در خسرو و شیرین نظامی آمده و معروف است که سیصد و شصت آهنگ ساخت تا هر روز در سال آهنگی بنوازد و آهنگهای او بیش از یک بار در سال تکرار نشود، اصلا خراسانی بود و بدیهی است که نواهای او اگر چه ساختۀ خودش ولی مسلماً وابسته به چهارچوب اصلی موسیقی خراسان بوده است […] تصویر دختران رامشگر بامیان در سینهکوهی که پیکرهای معروف به ”خنگ بت“ و”سرخ بت“ [1] در آن تراشیده شده، شاهد دیگری بر وجود موسیقی پیشرفتۀ ملی درخراسان پیش ازاسلام است […] موسیقی پیشرفته و تکامل یافتۀ خراسان توسط اهل هنر و دانشمندان خراسانی به نواحی عرب راه یافت.سپس در شهرهرات بود که موسیقی خراسان رشد پیدا کرد و گفته شده که مانند کار نگارش مینیاتور بهزاد بزرگ که آن هم در شهر هرات پیش برده شده، موسیقی خراسان چهرۀ خود را یافت. در همان زمان زرّین فرهنگی که در آن هنگام همۀ سرزمینهای راه ابریشم از همدیگر می آموختند، دانش و آموزش، اندیشهها و هنرها از خاور و باختر، از دیوار چین و بازار دمشق، درشهر هرات گرد آمده بودند.