پذيرش سايت > Literature > اندر بهار، به یاد دیار

اندر بهار، به یاد دیار

پنج شنبه 15 مارس 2007, نوشتۀ E. PURDAWUD

شعری از پورداوود که در ۲۰ مارس ۱۹۲۰ در برلن سرود. گوئی، پس از ۸۷ سال، دوباره به آنجائی بازگشتیم که بودیم.

سر سوی دشت کردن اندر بهار نیکو ست
     آواز نی شنیدن در جویبار نیکو ست
اندر بهار با یار با نغمه میگساری
     در طی زندگانی این هر چهار نیکو ست
گرچه در این زمانه گشته خوشی فسانه
     یار و می و ترانه در گیرودار نیکو ست
مشنو از این و آن پند بر خویش بند مپسند
     مستی و میگساری دیوانه‌وار نیکو ست
برگشت فروردین را بلبل همی زند بانگ
     زین مژده خندۀ کبک در کوهسار نیکو ست
از نرگس و ز سنبل و ز لادن و قرنفل
     رنگین چو خوان پرویز نک مرغزار نیکو ست
خاموش گشت برزین گشتاسب شد فسرده
     آتشفروزی اکنون از کوکنار نیکو ست
با شور و بانگ بلبل از ما سخن فضولی ست
     بلبل اگر ننالد آواز تار نیکو ست
باد بهار برخاست برخاست شورم از دل
     در روز جشن جمشید یاد از دیار نیکو ست
من مرغ آن دیارم در غرب رهسپارم
     آری ز آشیانه چندی فرار نیکو ست
اندر ره سپاهان با کاروان خرامان
     صد اشتر دو کوهان اندر قطار نیکو ست
در شب چو مه برآید زنگ شتر سراید
     آواز و نغمۀ نی از رهسپار نیکو ست
هر گوشه‌ای ز ایران گویای داستانی ست
     از خسرو و ز بهرام بزم و شکار نیکو ست
ویرانه‌ای ز دارا در پارس ماند برجا
     زآبادی گذشته این یادگار نیکو ست
تا بارگاه کسری در دجله سربلند است
     از عهد سربلندی این افتخار نیکو ست
فرخنده باد نوروز ایران هماره پیروز
     از ما درود امروز بیش از شمار نیکو ست

پاسخ به اين مقاله

SPIP | اسکلت | | نقشه ى سايت | Tree |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0