پذيرش سايت > Archeology > شکوه ساسانیان در موزۀ سرنوچی پاریس

گزارش

شکوه ساسانیان در موزۀ سرنوچی پاریس

دو شنبه 4 دسامبر 2006, نوشتۀ Jaleh DAFTARIAN

در پی برپایی نمایشگاه دودمان ساسانیان در موزۀ سرنوچی پاریس نوشته‌هائی چند در رسانه‌های نوشتاری و انترنتی فارسی‌زبان برون‌مرزی در ستایش و زیبائی این نمایشگاه به چشم میخورد. همگان از هنر بیمانند و شگفتی‌برانگیز دودمان ساسانیان گفته‌اند که مایۀ سرفرازی هر ایرانی میباشد. به راستی ما ایرانیان باید بسیار به خود ببالیم که چنین نیاکانی داشته‌ایم که در هزاران سال پیش پایه‌گذار شهرنشینی (تمدّن) و بسیاری دیگر از دانشهای امروزی بوده‌اند. کوتاه سخن آنکه با روشنی هرچه بیشتر میتوان گفت: ایرانزمین با آنچه که به دنیای کهن و دنیای امروز ارمغان کرده یکی از گهواره‌های شهرنشینی جهان بشمار می‌آید.

 

JPEG - 27.1 kb
Musée Cernuschi
7 av Velasquez 75008 PARIS.
M°: Monceau, Villiers.

پس ازخواندن این نوشته‌ها در پی آن شادی فراوان غمی بسیار بر دل آدمی مینشیند. زیرا در هیچیک از آنها به نادرستیها و نابسامانی‌هائی که از سوی برگزارکنندگان در این نمایشگاه به چشم میخورد اشاره‌ای نشده است.

در این میان تنها و تنها انجمن پارسی‌گویان بود که به واکنشی فوری دست زد.

یادآور میشویم در روزهای نخست کسانی که به دیدار این نمایشگاه ارزنده شتافتند با شگفتی بسیار با نخشه‌ای از ایرانزمین روبرو شدند که بر روی آن به جای ”خلیج پارس“، تنها نوشته شده بود ”خلیج“. این نخشه گسترۀ فرمانروائی دودمان ساسانیان را نشان میدهد که از سوئی مصر را دربر میگرفته و از سوی دیگر تا مرز چین پیش میرفته. به همین گونه همین نام هم بر روی نخشۀ کاتالوگ نمایشگاه دیده میشد.

انجمن پارسی‌گویان از همان روز دوّم گشایش نمایشگاه به نامه‌نگاری‌هائی دست زد که دست‌آوردش این بود که خوشبختانه هم بر روی نخشۀ دیوار و هم بر روی نخشۀ کاتالوگ نام ”پارس“ درکنار نام خلیج نشست و خلیج شد ”خلیج پارس“.

انجمن پارسی‌گویان به همین بسنده نکرده و نامه‌ای برای بانو فرانسواز دومانژ فرنشین (رئیس) بخش آنتیکیته خاورمیانه در موزۀ لوور نوشت. یادآور میشویم که برپائی این نمایشگاه زیر دید و به سرپرستی این بانو انجام گرفته است.

در این نامه به نکته‌هائی چند، از آن میان به نادرستی‌هائی که در پشت کارت‌پستالهای این نمایشگاه به چشم میخورد، اشاره شده است.

رونوشت این نامه برای نه تن دیگر از دست‌اندرکاران موزه‌ها و سازمانهای هنری فرانسه و از آن میان برای کدبان برتراند دولانوه، شهردار پاریس، که نخستین هموند (عضو) کمیتۀ افتخاری این نمایشگاه میباشد فرستاده شد.

برگردان این نامه به فارسی را در زیر میخوانید.


JPEG - 22.1 kb
بوراندخت
دختر خسروپرویز و ۲۹مین پادشاه ساسانی که پس از شهربراز به تخت نشست.

فروهر با همۀ نکته‌های این نامه هم‌آواز نیست. بویژه، نام «بوران» یا «بوراندخت» با همان «ب» و نه «پ» است و نبودن این حرف در زبان عربی کاری به آن ندارد. ای کاش انجمن پارسی‌گویان در نامه‌نوشتنشان این همه شتاب نمیکردند.


بانو فرانسوا دومانژ گرامی !

بازدید از نمایشگاه ساسانیان در موزۀ ”سرنوچی“ که به سرپرستی شما برپا شده بسیار شادی‌برانگیز است.

ما یک انجمن فرهنگی ایرانی در پاریس هستیم. خواهی نخواهی به هرآنچه از بازمانده‌های تاریخی، فرهنگی و شهرنشینی بزرگ ایرانزمین به جا مانده، دلبستگی بسیار داریم.

ما از شما و از هموندان (اعضاء) کمیتۀ افتخاری، کمیتۀ برگزاری و بویژه از کمیسر دانشی (علمی) این نمایشگاه، برای برپائی و به نمایش‌گزاردن شهرنشینی کهن ایرانزمین سپاسگزاریم.

پس از بازدید از شاهکارهای به نمایش گذاشته شده در این موزه، با خواندن کاتالوگ چاپ شدۀ ویژۀ این نمایشگاه و نیز خریدن و دیدن پشت کارت‌پستالهائی از این نمایشگاه، چند نکته‌ای به چشم میخورد که نیازی به اشاره به آنان میباشد، به امید اینکه در آینده برای بهتر برپا کردن نمایشگاههائی از این دست به کار آیند.

- ۱ - بر روی نخشۀ (نقشه) جغرافیائی زمان دودمان ساسانیان که در آغاز نمایشگاه برروی دیوار و نیز در کاتالوگی که ویژۀ این نمایشگاه چاپ شده، در رویه‌های ۲۳-۲۲ آن نوشته شده بود ”خلیج“، با از یاد بردن نام ”پارس“.
به گمان ما، این نخشه برگرفته شده، و یا رونوشتی، از یک بن‌مایۀ (سند) عرب‌زبان و عرب‌دوست میباشد بی آنکه به راستیها و درستیهای تاریخی نگرشی شده باشد. خوشبختانه، این لغزش (اشتباه) با همکاریهای دوستانۀ شما، پس از یادآوری ما، درست شد. ما به خوبی میدانیم که بدبختانه، از چند زمانی پیش، گروهی عرب، که خود دارای بازمانده‌های تاریخی-دانشی چندانی نیستند (با فشار و با همکاری چند تنی، در فرانسه که سیاستهای عرب‌دوستانه را دنبال میکنند)، تلاش میکنند که بازمانده‌های دانشی-فرهنگی ایرانیان و نیز چند سرزمین دیگر را از آن خود کنند. در اینجا دو نمونه برای شما می‌آوریم:

  • الف — نخستین نمونه: در سالها پیش، در زمان ناصر رئیس‌جمهور مصر، و پس از او صدام حسین در عراق، در پی دگرگون کردن نام ”خلیج پارس“ به ”خلیج عرب“ و یا ساده‌تر آن ”خلیج“ تنها، برآمدند با نگرشی کوتاه، با دریغ و افسوس بسیار می‌بینیم که بزرگترین سازمان دانشی جهان، موزۀ باارزش ”لوور“ فرانسه، از این ترفندبازی بدور نمانده است. چند نمونه:
    • روی کم و بیش همۀ نخشه‌های ایران در موزۀ لوور میخوانیم خلیج عرب و پارس.
    • در سنگ نبشته‌ای که از پادشاه کلده به جای مانده است، فراز زیر به چشم میخورد:
      او (پادشاه کلده)، از دریای جنوب (خلیج عرب و پارس)، گذر کرد.
    • درجائی که نام ”پرس“، ”پرسیک“ و ”ایران“ جا به جا، در بخش ایرانزمین، در ”لوور“ به چشم میخورد.
  • ب — در موزۀ ”لوور“ شاهکارهای بسیار و تندیسهای (مجسمه) فراوانی هستند که از ”شوش“، (پایتخت امپراتوری ”ایلام“) می‌آیند. ولی در هیچ کجا نوشته نشده که ”ایلام“ شهری بوده است در ایران. ولی برای آنچه که در” بخش زیرین میان‌رودان“ یافت شده، همه جا نام ”عراق“ به چشم میخورد. در جائی که در آن زمان ”عراق“ مانند امروز، بگونۀ یک کشور نبوده است. (”عراق“ امروزی، در زمان هخامنشیان و ساسانیان، بخشی از امپراتوری ایرانزمین آن زمان بوده است ). عراق کنونی، کشوری ساخته و پراختۀ بسیار تازه‌ای میباشد. این دست‌پخت امپراتوری انگلستان است برای بخش کردن امپراتوری عثمانی.

- ۲ - در روی کارت‌پستالهای چاپ شدۀ ویژۀ این نمایشگاه، به چند نکتۀ زیر برخورد کرده‌ایم:

  • فرتور (عکس) شمارۀ ۱۸۳، (در پشت کارت‌پستال) میخوانیم: «درهم، اردشیر یکم (۲۴۱ -۲۲۴) .سیم (نقره) ۳۶/۴ گرم. پاریس ، بخش سکه‌ها و نشانهای (مدالها) آنتیک موزۀ ”سرنوچی“. پاریس ۲۰۰۶.» برای آنانی که نمایشگاه شما را ندیده‌اند، ناشدنی است که بدانند اردشیر یکم چه کسی بوده است، از کدام کشور میباشد (ایران، رومانی و یا سوریه)، چه ملّیتی داشته (چینی، ایرانی، روسی)، از چه دودمانی بوده (ساسانیان، هخامنشیان، عثمانی و یا…). به همین گونه که می‌بینید، هیچکس، به راستی هیچکس، بیرون و به دور از این نمایشگاه، نمیتواند بداند که اردشیر یکم پایه‌گذار دودمان ساسانیان (سوژۀ نمایشگاه شما) در دوران باستان (ایران کنونی) بوده است.
    همین کمی و کاستی در روی کارتهای دیگر نیز دیده میشود:
  • فرتور ۱۸۴ ”دینار، شاپور یکم (۲۷۲-۲۴۱)…“
  • فرتور ۱۸۶ ”دینار شاپور دوم (۳۷۹-۳۰۹)…“
  • کارتی که یزدگرد یکم (۴۲۱-۳۹۹) گوزنی را شکار میکند.
  • فرتور ۲۰۴ ”درهم ، بوران (۶۳۱-۶۳۰)…پاریس“، این کارت، نخستین پادشاه زن ایرانی (پوران)، از دودمان ساسانیان را نشان میدهد. بی گفتگو، این فرتور، از یک پروندۀ نوشته شده به عربی گرفته شده است. میدانیم عربها، در به زبان آوردن ”پ“ ، دشواری دارند. برای نمونه آنان به جای ”پترول“ (نفت) میگویند ” بترول ”، و یا به جای پارکینگ، میگویند بارکینگ و … باید به روشنی بگوئیم که برای خود ما نیز، بسیار دشوار بود تا بدانیم و دریابیم از چه کسی سخن گفته میرود.
  • همین نابسامانیها در پشت کارتهای شمارۀ ۳۵، ۴۶، ۵۸ و … به چشم میخورد. به همانگونه که می‌بینید، خواندن پشت این کارت‌پستالها، بی دادن نام و نشانه و شناسه‌ای، کوچکترین ارزشی ندارد. این همانند آن میباشد که کارت‌پستالی از ”مون سن میشل“ و یا هر جای دیگر فرانسه خریداری شود، بی آنکه در پشت آن کارت‌پستال نوشته شده باشد که فرتور روی کارت‌پستال چه جائی را نشان میدهد، مال کدام شهر، کدام کشور است. از ما میپذیرید که چنین کارت‌پستالی هیچگونه ارزشی ندارد.

دیگر اینکه، کسی در این نمایشگاه نمیتواند بداند که آوندها (ظروف) و کارهای بلوری، شیشه‌ای ، پارچه‌ها و … در زمان کدام دودمان ساخته شده‌اند.

ما امیدواریم همۀ آنچه که به آن اشاره‌ای شد، تنها یک لغزش ساده، نه یک ترفندبازی‌ای باشد، برای پنهان کردن شاهکارهای باستانی ”شکوه ساسانیان، یک امپراتوری فراموش شده“ ؟!

به امید اینکه در تلاشهای دانشی-فرهنگی خود برای به نمایشگاه گذاردن امپراتوریهای فراموش شدۀ جهان، پرتوان و پیروز باشید، خواهش میکنیم، بهترین درودهای پاکدلانۀ ما را بپذیرید.

ژاله دفتریان
سرپرست انجمن پارسی‌گویان.


6 پيامهاى سخنگاه

پاسخ به اين مقاله

SPIP | اسکلت | | نقشه ى سايت | Tree |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0