این نوشته نخستین بار در ایران امروز چاپ شد.

- آذر محلوجيان
- Azar Mahloujian
پارسيان هند کماکان نمود و جنبههائی از موجوديت انسانها در کوچ را به تصوير میکشند. شماری از آنها هنوز از چگونگی جلای میهن و مهاجرتشان به گونهای سخن میگویند که انگار همين ديروز سر از هندوستان در آوردهاند. پارسيان اقليتی کوچک اما سربلند، با نفوذ و نیرومند در جامعۀ هند به شمار میآيند.
چگونه ممکن است مردمانی پس از گذشت ۱۲۰۰ سال از کوچشان هنوز موجوديت داشته و هويت خود را حفظ کرده باشند؟ اين پرسشی است که آذر محلوجيان در کتاب خود ”ما چون زر میدرخشيم“ به آن میپردازد. او که خود بيست سال آزمایش جدائی از میهن و مزّۀ زندگی در تبعيد را چشیده است، کوشش میکند با نگاهی ژرفتر به موضوع مورد علاقهاش يعنی مهاجرت و تبعيد بپردازد.
او که احساس تبعيديان را به خوبی درک میکند، در پی آن است که بفهمد شرايط زندگی در تبعيد، چگونه ديدگاه مردم از میهنشان را دگرگون میسازد. ”ما چون زر میدرخشيم“ سفرنامه ايست گیرا در بارۀ هند، ايران و سوئد.
خانم آذر محلوجيان تازهترين کتاب شما رپرتاژی در بارۀ زرتشتيان در تبعيد است. چه شد که اين موضوع را انتخاب کرديد؟
مثل اکثر ايرانیها به شناخت گذشتۀ تاريخی و فرهنگ ايران علاقمند بودم و در ضمن همانطور که از کتابهای ديگرم بر میآيد سالهاست که مسأله تبعيد ذهن مرا به خود مشغول کرده بود. من به دنبال ِدانستن تاريخچۀ تبعيد در ايران بودم و به اينجا رسيدم که اولين گروهِ تبعيدی ايرانی در تاريخ ما همان زرتشتيان هستند که پس از حملۀ اعراب به هند رفتند. بعد به فکر مقايسۀ زندگی تبعيديان ايرانی دورۀ مدرن — يعنی نسل ما — و اولين گروه تبعيديان ايرانی — يعنی پدران همين پارسيان امروز هند — افتادم.
از چه امکانات و منابعی برای تهيۀ اين رپرتاژ استفاده کرديد؟
از هر امکانی که به نظرم میرسيد. از تهيۀ کتاب به فارسی در ايران، پرسوجو، تماس با دوستانِ مطلع، سفر به هند، مصاحبه با پارسيان در بمبئی و دهلی و چند نقطۀ ديگر هند، معاشرت با آنها و حتا اقامت چند هفتهای در منزلِ آنها، خواندن کتابهائی که دربارۀ آنها به فارسی، سوئدی و انگليسی نوشته شده.
آيا از حمايت مالی و يا پشتيبانی نهاد خاصی برای تهيۀ اين رپرتاژ برخوردار بودید؟
طبيعتاً. بدون حمايت مالی هرگز نمیتوانستم اين کتاب را بنويسم. هزينۀ سفرم از طريق بورسيۀ يک مؤسسۀ فرهنگی سوئدی پرداخت شد.
پس اين کار را خودتان انتخاب کرديد و به انجام رسانديد و مأموريت ژورناليستی و سفارشی نبود؟
کار دل خودم بود. مأموريت يا سفارشی از طرف هيچ نهاد يا فردی در کار نبود، بلکه پروژهام را به اين مؤسسه ارائه کردم و اعتماد اين مؤسسه به من برای انجامِ اين کار تحقيقی باعثِ اهداء بورسيه به من شد.
چرا بين سفر اول و شروع کارتان در رابطه با اين پروژه و به اتمام رساندن آن اين همه وقفه افتاد؟
من کارم را با همان سفر اول در پايان ۱۹۹۹ شروع کردم و تا تابستان ۲۰۰۱ که به ايران رفتم ادامه دادم. بعد از چاپ کتاب ”بازگشت به ايران“ در سال ۲۰۰۴ پروژۀ پارسيان هند را ازسر گرفتم و تا اکتبر امسال يکسره وقتم صرف اين کتاب شد. در اين مدت ۲ بار ديگر به بمبئی رفتم. آخرين سفرم در فوريه و مارس ۲۰۰۶ بود تا بتوانم اطلاعاتم را به روز کنم.
آيا کارهای ديگری در اين زمينه و بخصوص به فارسی انجام شده است؟
کتابهای زيادی در بارۀ زرتشت و دين زرتشتی به فارسی و به زبانهای غربی نوشته شده. ولی توجه نويسندگان بيشتر معطوف به دين زرتشت و چگونگی اجرای آئينها و مراسم و مناسک مذهبی بوده است. پارسيان هند خودشان کتابهای زيادی در مورد گذشته و حال نوشتهاند، ولی تبعيد، مهاجرت، زندگی در غربت و حفظ هويت و پايداری فرهنگی موضوع اصلی اين کتابها نبودهاند و من به عنوان خواننده اين خلاء را حس ميکردم و در حقيقت کتاب حاضر شرح جستجوی من است برای يافتن پاسخِ برای پرسشهائی که برای خودم مطرح بوده است.
منظور از پارسیان چیست؟ آیا زرتشتیانی که مجبور به جلای وطن شدند فقط پارسها یا به عبارتی دیگر فارسها بودند؟
در هند اين گروه به پارسی معروف شدند. يعنی کسانی که از پارس يا فارس که ايالت بزرگی در ايران بود آمدهاند و اين نام روی آنها باقی مانده است. [*]
برخورد پارسيان هند با شما چگونه بود؟
خيلی خوب، آنها بسيار مهماننواز و مهربان بودند و به من از هر جهت کمک کردند.
آيا آنها از انتشار کتاب شما به زبان سوئدی اطلاع دارند؟
دوستان پارسی من در هند از چاپ کتاب اطلاع دارند و بسيار علاقمند و کنجکاو هستند که بدانند من دربارهشان چه نوشتهام. البته اين خيلی طبیعی است، چون میخواهند بدانند من پس از اين سفرها چه برداشتی از زندگی آنها داشتهام.
اگر ممکن است بطور اختصار نحوه و دلايل مهاجرت پارسيان را توضيح دهيد؟
ايرانیهائی که بعد از اشغالِ ايران به دين اسلام نگرويدند نه فقط بايد جزيه پرداخت میکردند، بلکه مورد تبعيض و اذيت و آزار قرار میگرفتند. عدهای از آنها که در بينشان مؤبدان زرتشتی هم بودند، ايران را ترک کردند. تعدادی حتا به چين رفتند، ولی بزرگترين گروه با قايق از طريق تنگۀ هرمز به هند رفتند و در ايالت گجرات ساکن شدند. البته در راه بسياری از آنها تلف شدند.
موقعيت کنونی پارسيان در هند چگونه است؟
آنها صاحبان سرمایه، صنایع و مشاغل علمی و فرهنگی هستند. پارسیان از موقعیت اجتماعی بسيار خوبی برخوردارند و به صداقت و درستی مشهورند. هندیها با احترام از آنها ياد ميکنند.
رابطۀ آنها با فرهنگ ايران چگونه است؟
رابطۀ اصلی از طريق دين زرتشت است و ايران را زادگاه پيامبر و دين خود میشناسند. در کتاب هم اشاره کردم که افراد هرچه مذهبیتر باشند نوستالژیشان نسبت به ایران بيشتر است. آنها فارسی نمیدانند ولی تقريباً همه از شاهنامه با افتخار و به عنوانِ ميراث فرهنگیشان ياد ميکردند. بجز کسانی که به ايران سفر ميکنند و تماس دائم دارند، برای اکثریت آنها ايران در هالهای اساطیری پوشيده شده است، کشوری است که پدرانشان در ۱۲۰۰ سال پيش مجبور به ترک آن شدند.
البته بايد زرتشتیهائی را که در گذشتهای نه چندان دور، در دورۀ شاه يا بعد از انقلاب به هند مهاجرت کردند (همانها که در هند به نام ”ايرانی“ و نه ”پارسی“ خوانده میشوند و در کتاب شرح دادم) را جدا کرد. آنها طييعتاً به فرهنگ ايرانی و زبان فارسی تسلط دارند.
پارسیان هند به چه زبانی سخن میگويند؟
بستگی دارد با چه کسی و از چه طبقه و گروه اجتماعی صحبت کنيد، در بمبئی انگليسی بلد بودند، در گجرات بودند پارسيانی که انگليسی حرف نمیزدند. ولی همانطور که ميدانيد هند کشوری است که مردم آنجا به حدود ۳۰۰ زبان و لهجه صحبت ميکنند. در نتيجه دانستن يک زبان کافی نيست و بسياری افراد چند زبانه هستند. پارسيان بمبئی بيشتر به انگليسی و ماراتی (زبان ايالت مهاراشترا) صحبت ميکنند و افراد مسّنشان گجراتی و حتا روزنامههایشان به انگليسی يا گجراتی است. البته شاعر و نويسندههائی را ملاقات کردم که به چند زبان رايج در هند کاملاً مسلط بودند.
آيا از رپرتاژ شما نتيجۀ خاصی هم میتوان گرفت يا تنها يک رپرتاژ به مفهوم مستند سازی از يک پديدۀ اجتماعی را میتوان از آن ارزيابی کرد؟
من هدفم شرح بيطرفانۀ زندگی آنها بود تا خواننده خودش بتواند نتيجهگيری کند. ولی خودم به اين نتيجه رسيدم که داشتن هدف مشخص (نجات دين زرتشتی)، پشتکار، سختکوشی و استفاده از فرصتها و اتحاد بين پارسيان، عامل تعيين کننده در بقا و دوام و موفقيت پارسيان بود و آينده آنها در گرو انجام رفرم و انطباق دين با شرايط زندگی مدرن است.
استقبال جامعه فرهنگی سوئد از اين کتاب بسيار خوب بود و در روزنامهها و راديوی سوئد مطرح شد. حتا نویسنده و منتقد سوئدی Joar Tiberg کتاب شما را يک سرمشق برای رپرتاژنويسی و پژوهشی گيرا خواند. دليل اين انعکاس و استقبال به نظر خود شما چيست؟
شايد در کنجکاوی سوئدیها نسبت به زرتشت و دين زرتشتی و اينکه يک گروه کوچک تبعيدی بتواند پس از قرنها دين و هويت خود را حفظ کند. غير منتظره بودن موضوع کتاب هم بیتأثير نبود.
آيا تصميم داريد اين کتاب را به زبانهای ديگر از جمله فارسی نيز منتشر نمائيد؟
هنوز تصميمی نگرفتهام. اگر امکانش باشد، با کمال ميل. چرا که نه؟
آيا پروژۀ ديگری به همين شکل در دست داريد؟
در ذهنم با چند موضوع کلنجار ميروم ولی هنوز زود است که در بارهاش چيزی بگويم.

- “ما چون زر میدرخشيم”
- Vi lyser som guld är min senaste bok på svenska.
Azar Mahloujian
Vi lyser som guld
Atlas, november 2006
ISBN13: 91-7389-182-7
ISBN10: 978-91-7389-182-0
برای خرید این کتاب میتوانید به این تارنما مراجعه فرمائید: www.azar.se