
- پامیر
بهشت زبرین، در اوستا، «گرودمان» خانۀ سرودها است. روان نوازندگان و سازندگان و پایکوبان در بال شاهین از پل از موی باریکتر (چینود پل) میگذزد و به بهشت میرسد. چراکه نوازندگان و سازندگان سربازان بهشتاند. سرود و نوا پرورندۀ مهر و دوستی و راستیاند. آنها باغبانان روان نکو اندیشان و نکوکاراناند. مردم نیکاندیش و نکوکار کی فرّ یزدانی سازندگان دارند، در پرتو نور فروزان از پل نگهبان گذشته، در خانۀ سرودها جاویدان میمانند.
امروز پامیر خانۀ سرودها است. هیچ خانهای در بدخشان نیست کو ربابی نهباشد.
یک ساعت به مردم خوراک میدهند. سپس تا ساعت چهار شب، سرودخوانان میسرایند. ایشان خود رباب مینوازند و دایره میزنند؛ به پاس آفریدگار و آفریدگان و برای عزیزان رفته سرودهای زیبا و دلپذیر میخوانند چنان که شنونده خود را در بهشت برین احسای میکند. ساعت چهار، پیش از دمیدن آفتاب، آئین «چراغ روشنی» میآغازد. چراغدانی چوبین روغن ریخته پیش خلیفه میاورند. خلیفه از آن سرودخوانان پلته میتابد. پلته را در چراغدانی گذارند و روغن در آن ریزند و آن را درگیرانند. «چراغنامه» اثر منظوم و منثوری است که به کلام شاه ناصرخسرو تعلق دارد. متن چراغنامه را خلیفه با آواز خوش موسیقی میخواند و تمام نشستگان با او هماواز میشوند. در پایان مراسم، پدر و مادر، فرزندان یا برادران نزد چراغ آیند و دست به نور چراغ برده، بر روی میمالند. آنها روی خود را در روشنی ِ پاک میشویند. این زمان، روان مرده از خانه میرود و از پل صراط (همان «چینود پل») یا از پل نگهبان، در زیر روشنی چراغ به بهشت میگذرد.