قربانت گردم مرقومۀ شريف را زيارت کردم توضيحات و اوراقى را هم که ارسال فرموده بوديد رسيد و مايۀ يک دنيا سپاسگزاری گرديد ۲۵ صفحۀ بزرگ از L’auteur face à l’histoire را برايم فرستادهاید خواندم و لذت بردم چه زحمتى کشيدهاید و نفهميدم چرا از طبع آن منصرف گرديدهاید. بديهى است اگر بچاپ برسد يک دنيا دشمن و مخالف برای خود خواهيد تراشيد ومايۀ دردسر فراوان خواهد گرديد و ماهها و بلکه ساليان دراز بايد جواب معترضان را تهيه فرمائيد و کار عاقلانهای نيست و با همۀ کارهای مفيد که در پيش داريد اين مباحثات و مشاجرات طولانى قوز بالا قوز خواهد گرديد ولى از طرف ديگر هم بايد تصديق نمود که اين حقايق هم بايد گفته شود چيزی که هست وقت باقى است و شايد چند سال ديگر بيشتر مقرون بصلاح باشد و معلوم است که ايرانيان بچه اندازه خوشحال خواهند شد که يک تن از هموطنانشان پس از دو هزار سال صدای حقيقت (يا قسمتى از حقيقت را) بگوش دنيا برساند خوب است از همين اکنون يادداشتهائى را که درين موضوع جمعآوری فرمودهاید پاکنويس بکنيد يعنى با ماشين بنويسيد و البته درينصورت اگر رونوشتى هم برای ارادتمند بفرستيد مايۀ تشکر خواهد بود چون اگر شخص خودتان بکلى از چاپ و انتشار آنها منصرف باشيد بنده (بشرط بقای عمر) راضى نخواهم شد که ثمر اينهمه مطالعه و تحقيق و زحمت بيحاصل بماند و لااقّل اقدام بترجمۀ آنها (خواه خودم مترجم باشم يا کس ديگری را مأمور اين کار نمايم) خواهم نمود و يا بصورت رساله و يا مقاله بچاپ خواهم رسانيد (البته و صد البته باسم شريف خودتان) چيزى که هست اينکه معروض داشته بودم که در صدد تحقيق در بارۀ شکست هخامنشيان و ساسانيان هستم از نظر ديگری است من معتقد شدهام که فساد ناشى از استبداد سياسى (حکومت)، و مذهبى نياکان هخامنشى و ساسانى ما اسباب تنزّل و سقوط آنها گرديد و همين فساد تا بامروز دامنه پيدا کرده است و دمار از روزگار ما بر آورده است و رويهمرفته ميخواهم به هموطنانمان بگويم که تا استبداد سرنگون نگردد و از ضمير و طبايع ما ريشه کن نشود (و يا اقلاً تخفيف نيابد) فاسد خواهيم ماند و مردم فاسد نميتوانند مزۀ سعادتمندی و عافيت حقيقى را بچشند. درين زمينه کارهائى کرده ام که ناتمام است و البته اگر مطالبى احياناً درين موضوع بخاطر شريف برسد و برايم بفرستيد خيلى ممنون خواهم شد خود سرکار هم شايد بيفايده نباشد اگر فصلى بر فصول کتاب «در پس آينۀ تاريخ» بيفزائيد و پارهای مزاياى لشکرکشى يونانيان را بصفحۀ ايران و شاهنشاهى ايرانيان (اگر واقعاً مزايائى داشته باشد) بيان بفرمائيد ولو اين مزايا و محسنات بلا ارادۀ اسکندر و بالطبع بوجود آمده باشد، بالاستقلال از خواست و اراده و نيّت اسکندر.(در صفحة ۱۳ حاشيۀ ۲ و صفحۀ ۱۷ حاشيۀ ۱ در متن ماشين نويسي نيامده است اگر برايتان ممکن باشد تکميل بفرمائيد خيلى ممنون ميشوم). يک جوان ايرانى باسم جلال آل احمد مقالهای در مجلۀ تازهای دارد بعنوان «غرب زدگي» با نظريّات عجيب و خواندنى ميفرستم که ملاحظه فرمائيد و برايم پس بفرستيد. تشنّج فکری در ميان جوانان ما زياد شده است و علامت خوبى است ولى متأسفانه بيشتر همان تشنج است تا حرکت بطرف مقصد و مقصودی. اخيراً به گوتينگن رفتم و در دانشگاه آنجا کنفرانسى در بارۀ «رستاخيز ادبى ايران» دادم و با عدهای از جوانان محصّل ايرانى آشنا شدم يک نفر از آنها تز دکترای خود را بمن يادگار داده است که علمى است و از عهدۀ فهم آن بر نميآيم آنرا نيز ميفرستم که اگر حوصله داشته باشيد ببينيد و پس بفرستيد.
ديروز برايم کتابى رسيده است با اين اسم و رسم:
Rudolph Gelpke
Die iranisch Prosaliteratur im 20 yahrhundert
1er Teil (Grundlagen u. Voraussesetzungen)
1962. Otto Harrassowitz Wiesbaden
پاسخ امير مهدی بديع به جمالزاده
