بوسيله ى Mazyar GHAVIDEL
کوشش ارزندهای که آرمانی بنيادين دارد. آرمان و هدفِ به راه خردگرائی رهنمون شدن مردمان کشور و یا کشورهای سرزمینهای پهناور ایران، که بنا به خواست دشمن، زبان مادریشان داشت به فراموشی سپرده می شد. مردمان پشتۀ ايران، از هر تيره و تباری، زبان پارسی را چون زبانی ملی و همگانی برگزیده بودند و به ياری آن به آسانی می توانستند از تاريکی چند سدهای بيرون بيايند و به گلستان فرهنگی خود از دريچۀ شاهکاری نوين که همان شاهنامۀ فردوسی باشد، به نيکی بنگرند و بار برگيرند. پی بردن به ارزش اين کار شگرف، هنگامی دريافتنی است که بدانيم فردوسی بزرگوار در هنگام و هنگامهای دست به کار سرودن شاهنامه به این شیوۀ شیرین، دلانگيز و برانگیزانده می زند که چند سده نبرد خانمانسوز، ايرانیان را به رهائی نرسانده است و نه تنها هنوز گرفتار دشمن تازی اند که در تار و پود اندیشهها و باورها و ايدئولوژی برآمده از فرهنگ آنان نیـز گرفتار مانده اند. شماری از آنان به همکاری با دشمن پرداخته اند و شماری نيز به گمان خود و از روی ناچاری (...)